تبليغاتX
ל آرام مـــن ל
;

 

تو باشی و چشمای من خیس باشه؟ ...

من ناراحتم؟!...

نگرانم؟...

اینا چی میگن ؟ ...میگن ناراحت نباش خدا بزرگه ... میگن توکل کن ... من که کردم!؟

نمی دونم... نمی دونم !!

فقط می دونم تو هستی ...

فقط می دونم شاد کردن دل کوچیکم واسه تو کاری نداشت!! ...

اینو می دونمو میبینم دلم غم داره بیشتر ناراحتم ...

چقد ناراحتم واقعا ...

اونوقت سر نمازام میگم من به تو امید دارم ... اِ اِ اِ  همین ۳ـ۲ ساعت پیش بودا... داشتم بهت میگفتم مطمئنم منو نا امید نمی کنی ... دستای خالیمو نبین ... به خودت نگا کن ... عجب !!

ولی خدا بت دروغ نمی گم ... اشک کوچیکی که تو چشمام حلقه زد و نتونس ازم اجازه بگیره جلو روت پایین بیاد خیلی سنگین بود ... آره ! چشام درد میکنه خدا !!

 

ولی یه چیزی خوشحالم میکنه ... اینکه تو منو دوس داری... میخوای جلوت ضجه بزنم ؟! باور کن خدا ... باور کن بی کسیمو ... احساسمو ... عشقمو ... باور کن تو رو خدا !!!

 

+تاريخ شنبه 29 تیر1387ساعت 23:37 نويسنده ‼№ |
 

 

عشق من !!

هیچی ... فقط

 روزت مبارک !

شاید ۲شنبه دیدمت... نمی دونم ! هرچی اون بخواد!

+تاريخ چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 17:51 نويسنده ‼№ |
 

دلم خیلی گرفته بود دیدم کسی نیس گفتم بیام اینجا...مثل همیشه !

 

من با تو ام هرجا که هستی...حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم...

من نمی دونم تو داری چیکار میکنی...

من خیلی دلم میخواد بدونم الان نسبت به من چه حسی داری...

می نمی دونم چه تصمیمی میخوای بگیری...

من خیلی دلم میخواد بدونم کی میخوای بیای بالاخره...

من می دونم که تو میای ... مطمئنم !!

من دلم واسه همه چی تنگه !! من دلم واسه سر به سر گذاشتن یه نخواستنی با عشقش تنگه...

من دلم واسه اذیتای یه نخواستنی که اشک تو رو در میاره تنگه...

من دلم واسه شوخیای ۱۸+ با تو تنگه ( نگاه موذیانه ، خب دلــــه دیگه چیکارش کنم؟ )

من دلم واسه خنده های شیطانیم تنگه...

من دلم واسه قربون صدقه رفتن تو تنگه...

من دلم واسه شماره ی تو تنگه...

من دلم واسه زنگ گوشیم تنگه... ( زنگ مخصوص به تو یعنی )

من دلم واسه التماس صدای خواب آلوی تو که میگه بریم بخوابیم جیگرم !!!!!! و جیغهای از ته دل من که میگه نـــــــــــــــــــه !! فعلا بيداريم !!!!! تنگه...

کجایی عشقم ؟! ...

باز ما سر هیچ و پوچ بحثیدیمو تو رفتی حاجی حاجی مکه ؟!

چرا ما دو تا آدم نمیشیم هیچ وقت آخه؟!

خاک بر سرمون !! باشه؟!

بابا من دارم هر شب فال حافظ میگیرم به نیتت ... این بیچاره دهنش کف کرد زبونش زیگیل در آورد از بس بهت گفت" پاشو برو دنبال معشوقت !!! انقد ستیز نکن که دنیا باهات ستیز میکنه !! تردید نداشته باش برو جلو من باهاتم!! بابا کامیاب میشی به جون شاخه نباتم !!  شاخه نبات عشق عمو حافظه (;  و از این دس نصایح " خب نداری دیگه چیکار کنی گوش نداری !! فقط وقتی من بهت میگم برو باهات دیگه کاری ندارم صدامو میشنوی دیگه هیچچچچچچچی نمیشنوی !!

یه چیزایی باید بگم که ... نباید بگم !پس میگم !

ببین آقای محترم عشقولی !! اون روزی که ما بحثمون شد و در پی اون بحث قرار عاشقونمون(آخی) کنسل ... مامان دید من دست و پام مثه بید میلرزه گف پاشو بریم بیرون ( حالا کجا رفتیم؟ فیلم قرنطینه !! هرکی رفته می دونه این فیلم چه پدری از آدم در میاره،یعنی گلوی من از شدت بغضی که داشتم داشت جر میخورد از وسط حیف که از قبل آرایش داشتم وگرنه یه آه و فغان حسابی راه مینداختم !! ) ...

تو خیابون به آدما نگا میکردمو تو خودم با خدا حرف میزدم ، معامله میکردم ،...

گفتم ببین خدا من همیشه آرزو داشتم که اگه قراره از کسی که خیلی دوسش دارم جدا بشم،با نفرت جداشم !! حالا من از این آقا ( یعنی تو عشقم ) متنفرم ( سوت ) پس حالا که مهرش از دلم در اومده نذار دیگه این حالتم برگرده... یعنی اگه به درد من نمیخوره ( البته این موضوع مال همون روز نیس خیلی وقت بود داشتیم با خدا حساب کتاب میکردیم که منو تو به درد هم میخوریم یا نه )دیگه تموم شه بره پی کارش آقا اصن نمیخوام ...به کی بگم من نمیخوام عاشق باشم !!!

تا اینکه برگشتیم خونه !! شب بین دو تا نماز فال قران گرفتم که خیلی بهش اعتقاد دارم...

گفتم حالا که همه ی صحبتا رو کردیم تو یه جمله بهم بگو این به درد من میخوره یا نه !! بازم امیدوار بشم که ما مال همیم؟ ... اون صحنه ی ۱ ثانیه ای مشهد فقط یه رویا نبوده؟... عشقم میتونه منو خوشبخت کنه ؟من دارم به این فال و نظر تو استناد میکنم خدا جون جون هرکی دوس داری حقیقتو بهم بگو...

جواب چی بود ؟!

خیر و صواب است ...

بار دوم

بینی سعادتهای بی حد ...

بار سوم

هست نعمت توی در توی ...

و این آخریا که گفتم تو برمیگردی یا نه ؟( می دونم که میای ) :

ز غایب مژده یابی ... !

من تو رو میشناسم عشقم !! خیلی خوب میشناسم ...

می دونم الان خودتم ناراحتی که اینجوری شده ... الان ۲۰ روزه ... ! و تو شک داری که بیای یا نه !!یه بار به همین نیت فال حافظ گرفتم این بیت اولش بود :

اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد

ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

یه بارم این اومد:

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

خوابم بشد از دیده درین فکر جگر سوز

کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت ( آخی الهی بمیرم !! من فقط بغل تو میتونم بخوابم عشقم ): )

خب بیا دیگه چرا هی دس دس میکنی آخه؟!

به خدا اگه من یه همچین رفتاری با تو داشتمو تو دعوام میکردی سریع ازت معذرت خواهی میکردمو از دلت در میاوردم ... تو چرا نمیای ؟ چرا همیشه فک میکنی وقتی ازت ناراحتم باید تنهام بذاری؟! میخوای فک کنم؟ خب آره خوبه ... ولی آخه چند روز؟؟؟ ۲۰ روز؟! بسه دیگه بابا پوکید مخم !! |:

 

ای خدا ... فقط از تو میخوام !!!!!!! تمومش کن این انتظار لعنتی رو ... دعامون کنین لطفا !! خیلی محتاجیم

چقد بهتر شدم !

+تاريخ چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 20:20 نويسنده ‼№ |
 

فردا روز زنه...

روز من...

فک میکردم میای و بهم تبریک میگی...

شاید تو کار درستی میکنی ...

پ.ن: خانوما روزتون مبارک !!

+تاريخ سه شنبه 4 تیر1387ساعت 0:30 نويسنده ‼№ |
other links

...


archive

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387