تبليغاتX
ל آرام مـــن ל
;

 

 

اوخی

تولد ۲ سالگی وبلاگمه !!  

 

 تولدت مبارک  

+تاريخ شنبه 9 آذر1387ساعت 14:45 نويسنده ‼№ |

 

بیا اینجا بزغاله جونم ... بیا عزیزم ...بشین تو بغلم یه کم باهات حرف بزنم!!

دیدی بزغاله؟ دیدی چی شد؟ ...

دیدی یهو همه چیمو باختم؟! دیدی همه چیشو باخت؟

دیدی چه جوری عاشقش شدم؟ دیدی چه جوری عاشقم شد؟!...

بزغاله؟ تو از کی با مایی؟ یه ۲ سالی میشه نه؟! شاهد خیلی چیزا بودی ... خنده ها ... گریه ها ...بی تابیا ... دلتنگیا ... بی قراریا ... قهر و آشتیا ... دیدی چی شد؟

 میای با هم مرور کنیم خاطره هامونو؟ ...

یه روز چشم وا کردم دیدم دارمش ... نه نه !! این جوری همه فک میکنن راحت به دستش آوردم ...بزغاله حتی تو نمی دونی چقد سختی کشیدم تا تونستم بگم مال منه ...تا تونست بگه مال اونم ...دیدی چی شد ؟

حتی تو نمی دونی اون روزا چقد چشمای من واسه ش خیس شدن و دم نزدن ... تو ام نمی دونی اون روزا ... چه روزایی بود !؟

یادته بزغاله؟ اون شبا که تنها بودمو یادته؟ آره!  تو بالا سرم بودی ... یادته چقد باهات حرف می زدم تا بخوابیم؟یادته ؟ یادته اشکام میریخت رو صورتمو سر میخورد میومد رو لبامو  من تلخیشونو میچشیدمو حرف میزدم از چشمای قشنگ عشقم ؟چشمای میشی ش ... 

یادته یه وقتایی چند شب بدون عشقم می موندم و دم نمی زدم؟ ... عوضش یه عالمه با تو حرف میزدم ...هی سر تو غر میزدم "اه چرا تموم نمیشه این خدمت لعنتی ؟ " اونم تموم شد ... دیدی بزغاله؟ دیدی چی شد؟

یادته یه دفه ۶ـ۵ ماه رفت و هیچ خبری از عشقش نگرفت؟ یادته بازم سوختمو هیچی نگفتم؟یادته شبا تو رو بغل میکردمو گریه میکردیم؟ با هم گریه میکردیم!! یادته همونجوری خوابم می برد ؟یادته شبا خوابشو میدیدمو صب که بیدار میشدم هم دلتنگش بودم هم امیدوار که " حتما امروز میاد " .

دیدی چی شد؟

دیدی عاشق تر شدیم؟دیدی هرچی فاصله ها خواستن ما رو از هم بگیرن نتونستن؟بزغاله نکنه بازم اونجوری شه هان؟! نکنه بازم قهر کنیم؟ این روزا که نازم خیلی خریدار داره زیادی لوس میشم...زیادی دارم ناز میکنم واسه ش ... این روزا اسمای قشنگتری واسه م انتخاب میکنه این روزا بیشتر هوامو داره...

این روزا خیلی داره در موردم نظر میده ... یعنی یه جورایی میشه گفت از اون روز که اون یارو بهمون گیر داد و من کلی گریه کردم اینجوری شد ...

وقتی در ماشینو واسم باز میکنه و من میشینم  میاد محکم می چسبه بهمو همه ی عشقشو میریزه کف دستشو بعد حلقه ش میکنه دور گردنمو بعد با همون دستش اشاره میکنه دست سردمو بذارم تو دستش تا گرمش کنه انقد دستمو تو دستش نگه داره تا گرم شه ... فک کنم نمی دونه همینکه میشینه پیشم من داغ میشم... از تو گرم  ِ گرمم !!

دیدی بزغاله؟ دیدی چه جوری دلمو برد؟ دیدی؟ دیدی عاشقش کردم؟ دیدی چه روزایی گذشت و چه روزایی اومد جاش؟!

پ.ن : فک کنم یخ م داره آب میشه ! خیلی حرف دارم - چیز عجیبی نیس البته ( سوت ) -باید سر فرصت بیام همه رو تعریف کنم این روزا خیلی خوش خوشانمونه !! ایشالا همه تون خوش باشین !

 

+تاريخ چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 17:35 نويسنده ‼№ |
other links

...


archive

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387