تبليغاتX
ל آرام مـــن ל
;

 

 

میام خونه ... ساعت ۱۰ شبه ! میس کال داریم ! شماره شو یه نگاه میندازمو رد میشم دو رقم آخر شماره ش وسوسه م میکنه یه بار دیگه برگردمو ببینمش ...

آره خودشه ! بعد از یه هفته ... بالاخره زنگ زد !

میرم یاهومو چک میکنم ... آف دارم ازش ! نوشته کجایی تو ؟ چرا قهر کردی یهو؟ گوشیمو فلش کردم شماره هات پاک شده، موبایلتو ندارم، خونه تونم کسی جواب نمی ده ! بهم زنگ بزن منتظرم !!

یه لبخند از سر تمسخر رو لبام میشینه و یاهو رو می بندم ...

فردا شب بازم شماره ش میفته رو گوشیو من خونسرد فقط نگاش می کنم ... چند دقیقه میگذره از مغازه زنگ میزنه و من میشناسم شماره شو بازم یه نگاه سرد و بیخیال میشینه رو صفحه ی تلفن !

فرداش ساعت ۸ شب بازم زنگ میزنه ... از اتاق میرم بیرون و میشینم کتاب می خونم ! چند دقیقه که میگذره باز صدای تلفن بلند میشه ، با صدای بلند میگم کاش این پشتکارو قبلا داشتی ... الان دیر شده ، باز زنگ میزنه ...

ساعت ۹ به دوستم اس ام اس می دم میگم این دفه خیلی بیشتر از روزای دیگه داره زنگ میزنه ،دلم یه جوریه !

جواب می ده: بیخیال باش چون اگه جواب بدی یا با حرفاش باز خامت میکنه ، یا آرامشی رو که الان داری دیگه نداری !! میگم همه ش می ترسم اشتباه کرده باشم مه.ناز ! نه جواب نمی دم !

ساعت ۱۰شده این هنوز داره زنگ میزنه بی وقفه !! تو دلم میگم چرا فر. شی.د ؟چرا گذاشتی رابطه مون به اینجا برسه که تو زنگ بزنی و من بیخیال فقط شماره هاتو نگا کنم هان ؟ منی که دلم طاقت نمیاورد تو ۱ دقیقه پشت خط منتظر بمونی حالا چی شده که دلم بهم اجازه می ده تو رو تو انتظار شنیدن صدام بذارم ؟!

مامان میگه خب جوابشو بده !! حرفاتو بهش بزن ! بگو همه چی تموم شده !

دیگه دلم طاقت نمیاره ،میگم بذار اس ام اس بزنم بگم ! دلم نمی خواد تلفنی حرف بزنم !!

میگم : تلفنی نمی تونم حرف بزنم ! اگه دوس داشتی بیا نت !!

میگه : چرا نمی تونی؟ چرا تلفن خونه رو بر نمیداری؟ کجایی؟ هان؟

( زنگ میزنه به گوشیم  ، رد می کنم )

میگم : جوابتو میدم نت نت نت !!

میگه : جواب بده !ببین چی میگم آخه؟

میگه : نکنه بلایی سرت اومده ؟

(زنگ میزنه رد می کنم )

میگه : جواب بده لعنتییییییییییییییی دارم دیوونه میشم !!

( زنگ میزنه رد می کنم )

میگه :  تو یا . سی نیستی نه ؟

زنگ میزنه ... زنگ میزنه ... زنگ میزنه ...

جواب می دم !صداش خیلی ضعیفه ... خیلی ضعیف ! مثه کسی که رگشو خیلی وقته زده و انقد ازش خون رفته که دیگه نایی نداره ...راستش یه کم می ترسم ، هیچی نمی گم !!

به زحمت میگه : یا.سی حرف بزن... حرف بزن تا این واینساده ... حرف بزن یا . سی ...

میگم : چی بگم ؟... چیکار کردی تو ؟

با صدایی که از ته چاه میاد میگه: بگو ...بگو لعنتی !! بگو چی شده ؟

( دیگه صداش نیومد به جاش یه صدای بلند میاد انگار یه چیزی محکم افتاد زمین ... )

قطع می کنم دوباره زنگ می زنم خودم ! بعد از چند دقیقه بر میداره ! با ترس میگم چی شد ؟ چیکار کردی فر.شی.د ؟

میگه: کجا بودی تو؟ چرا خبری ازت نشد یهو؟ چی شد هان؟

میگم: دیگه نمی تونستم تحمل کنم ! میفهمی؟ دیگه نمی تونستم ببینم هستی ولی نیستی !نمی تونستم ببینم این رابطه ی لعنتی رو من دارم نگه میدارم !! نمی تونستم ببینم مثه زالو چسبیدم بهت و نمیذارم بری ...

میگه:یااااااااا.سی یااااا.سی !!

میگم : هوم ؟

میگه : خیلی بی انصافی یا.سی !من این همه دوییدم دنبالت حالا اینجوری میگی؟ ۲ هفته س دارم از این امور مشترکین به اون امور مشترکین میرم تا پرینت بگیرم شماره تو پیدا کنم ! ۲ هفته س دارم دنبالت می گردم ! حالا اینجوری میگی؟ خیلی بی انصافی ...

میگم : من بی انصافم؟ یادته پارسال؟ یادته ۶   ۵ ماه همینجوری بیخود و بی جهت ول کردی رفتی؟ یادته به هر دری زدم تا پیدات کنم ؟ ۵ ماه تموم زنگ زدم به هر کسی که میشد ! هیچ کس جوابمو نداد !! بازم من فر.شی.د !! بازم معرفت من !!دلم طاقت نیاورد زیاد منتظرم بمونی ... جواب دادم بهت !!

میگه : من هر چی بهت بگم تو حرفامو باور نمی کنی ....

میگه ... میگه ... میگه ... خیلی چیزا رو میگه !!

فرداش اس ام اس میزنه میگه : بچه م بیداره ؟

زنگ میزنه ... اس ام اس میزنه ... !

ولی نمی تونم بهش بگم دیگه حس قبلو بهت ندارم فر.شی.د ! دیگه عشقم نیستی ! دیگه مثه قبل منتظرت نیستم ٬دیگه راحت از همه چی نمیگذرم ! دیگه راحت چشامو نمی بندم ! حالا دیگه ازت توقع می کنم خیلی راحت ، حالا دیگه باهات دعوا می کنم ، حالا دیگه سرد صحبت می کنم دیگه خیلی عوض شدم ...

شب میاد خونه اس ام اس میزنه میگه من اومدم خونه بچه م برم شام بیام پیشت !!

فقط میگم OK !

میگه چه سرد و بی روح ! زورکی حرف می زنی نه؟ میگم دست خودم نیس ! کم با خودم درگیر نبودم !

میگه باشه یا.سی اگه می دونستم بعد از ۲ هقته میخوای اینجوری رفتار کنی انقد نمی دوییدم !!اعصابمو با قرص آروم نمی کردم !!

میگم آره تو راس میگی ! ارزششو نداشت !

میگه باشه !! امیدوارم یه پسر خوب پیدا کنی ! من که دروغگو و خیانتکار و لجن و... بودم !!فقط اگه کسی پرسید نگو فر.شی.د ول کرد رفت بگو اون اومد من نخواستمش !! اگه غیر این بگی نفرین این قلبه که دیشب داشت وایمیساد پشتته ها !!ما که دک شدیم !

میگم:تو فک کن دک شدی ! خدای من شاهده که تو همیشه عشقم بودی ... ولی نخواستی نذاشتی ...

میگه آخه نخواستم که شماره هات پاک شده بود نداشتم !! چرا حرف زور می زنی آخه لعنتییییییییییییی !اصن تو چرا قهر کردی؟ چرا نگفتی شاید چیزیش شده هان ؟

میگم چون بعضی وقتا با یه دنیا عشق با سرعت میومدم طرفت و تو دیوار میشدی ٬ چون بعضی وقتا که عشقتو میخواستم تا آرومم کنه نداشتمت !! چون خوردم فر.شی.د چون تنهام !!

میگه گذشته رو ول کن ! من دارم الانو میگم چرا اینجوری می کنی با من ؟

میگم خب تو بگو من چیکار کنم؟

میگه هیچی تو یه کم کوتاه بیا دیگه عزیزم به خدا من دوســـت دارم !تا یه چیزی پیش میاد دیگه نمیخوای کوتاه بیای !

جمعه اس ام اس میزنه میگه: بچه م امروز میاد پیشم ؟ میگم: ۱ ساعت دیگه خبرشو بهت میدم میگه جایی میخوای بری؟ میگم نه به مامان بگم !میگه اوکی عزیزم ! ۱ ساعت بعدش جواب میخواد ! میگم میام !! خوشحال میشه و میگه خوب جایی میای !!!!

میرم پیشش ... قبل از هر چیز به موهام خیره نگاه میکنه ( مش کردم ) بعد لبخند میزنه !! یه تی.شرت طوسی تنشه که با شال طوسی من همخونی جالبی داره !! قشنگ شده ولی زیاد توجه نمی کنم بهش !! اطرافمو بیشتر نگاه می کنم ! میگه بریم خ ... ؟ یه کم فک می کنمو میگم بریم ٬همیشه دستش تو دستم بود ولی ایندفه ...

تو راه بازم واسم تعریف میکنه از اون ۲ هفته ای که منو نداشته ... از اینکه چی کشیده تو اون روزا ... از اینکه داشته دیوونه میشده !اینکه اگه اون شبم جواب تلفنو نمی دادم میخواس بیاد خونه مون ! آخرشم میگه من هر چی بگم تو باور نمی کنی ، می دونم !

میگه یا.سی حرف بزن ساکت نباش اذیتم میکنه ! یا.سی اینجوری نگام نکن ! یا.سی خیلی بی انصافی !

من سرم پایینه و فقط گوش می کنم ...

می رسیم میشینم روبروش خیره میشم تو چشماش ، واسه ش حرف می زنم ! همون حرفای پشت تلفنو ...نگام میکنه و سرشو تکون می ده !یه کم که میگذره و حرفای بیشتری بینمون رد و بدل میشه منم مهربون تر میشم !اونم خوشحاله، معلومه !!

داریم بر میگردیم خونه ... سرمون پایینه داریم حرف میزنیم ،داریم از یه کوچه رد میشیم که همون موقع یه ماشین با سرعت میپیچه تو ...فر.شی.د طرف ماشینه ولی با دستش جلوی منو میگیره که من نرم جلوی ماشین !!دستام تو جیبمه،ماشینه که رد میشه ،همونجوری که داره حرف می زنه برام ،احساس می کنم با دستش داره دنبال دستم میگرده  دستمو میارم بیرونو میذارم تو دستش !!

میگه یا.سی این ۱۵ ۱۰ روز اعصابم خیلی خورد بود ...با همه دعوام شد !! میگم قدر منو بدون !! میگه من قدرتو می دونم تو نمی دونی اینو !!

میشینیم تو ماشین ، همیشه خودمو مینداختم تو بغلش و گرم می شدم ولی ایندفه اون خیلی یخه ... دستامو میگیره میگه چقد گرمی ! ایندفه من دستای اونو گرم می کنم ! خوب که گرم میشه دستشو مثه قبل میندازه دور گردنم ...

سر خیابون به راننده میگه بپیچه تو ! میگم نه خودم میرم بقیه شو ! دستشو میذاره رو لبامو میگه سکوت ! میگم خب بسه همینجا پیاده میشم میرم ! میگه من باهات بیام ؟ نمی دونستم این همه راهو میای که !! میگم نه خودم میرم... راه میفتم سمت خیابونمون ... نور ماه سایه شو انداخته رو دیوار ...می بینم که بعد از چند دقیقه سوار ماشین میشه و میره ...

روزا میگذره و ما الان با همیم ...ولی من بیشتر" کنارشم "...

+تاريخ چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 19:4 نويسنده ‼№ |
 

بچه ها من دارم میام با یه پست در مورد همه چی !!    کی بود گفت میخوام نیای ؟  

 

زود میام !! 

+تاريخ یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 21:55 نويسنده ‼№ |
 

 بعدا نوشت : مرسی الهام جون !!

توتی ؟ مطمئنی خوابشو دیده بودی؟ خودشو ندیده بودی؟... *:

اول نوشت :من حالم خيلي خوبه ها ! نگران نباشين ! بايد توضيح بدم سر فرصت!

امتحانا تموم شد امروز !!

میخوام اینجا رو ( یا آرشیو رو ) حذف کنم !!

هم نمیخوام دیگه بخونمشون هم دلم نمیاد برم !!

نوشتن همیشه منو آروم میکنه ...

ولی از چی بنویسم آخه ؟! باید فکر کنم !!

شرمنده جواب کامنتا رو نمی دم!! دوســــــتون دارم ! همه تونو !

+تاريخ پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 0:0 نويسنده ‼№ |
other links

...


archive

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387